خرید بک لینک

با بررسی اظهارات و نتایج بدست آمده از تحقیقات، معلوم میشود نهايت اثری كه در مورد موسيقیدرمانی به اثبات رسیده و مهمترين نتيجة درماني که موسيقي داشته، اين است كه موسيقي در حدّ يك داروي مُسَكّن و آرام بخش و بيحس كننده عمل ميكند. موسیقی سبب ميشود حواس مريض در موقع شنيدن آن، از توجه به درد و بيماري، منحرف شده و در نتیجه درد را کمتر احساس کند و یا اضطراب و استرس او از وجود بیماری، کمتر شود. اما درمان واقعي، هرچه دقت و بررسي شود تا شايد موردي پيدا کنيم كه يک بيمار شفاء یافته و درمان قطعي شده باشد، چيزي يافت نمیگردد. به عبارتی موسیقی فقط همانند داروهای مُسکن، تنها تا حدی باعث احساس نکردن درد توسط بیمار شده است. بدون ریشه کن نمودن اصل بیماری.

«موسيقي درماني پروسه اي است كه نحوة عملكرد آن در تخفيف درد و اضطراب محل بحث و مطالعه است. اگرچه توجيهاتي منطقي در اين خصوص وجود دارد ولي تا بحال دليلي قطعي براي آن ارائه نشده است. اما آنچه مسلم است اين است كه موسيقي تأثيري مثبت در كاهش درد و اضطراب دارد كه طبق تحقيقات انجام شده اين اثر مثبت هم در بيماريهاي سو ماتيك و هم سايكولوژيك مشاهده مي شود.» فصلنامة علمی زانکو (کمیتة تحقیقات دانشجویی)»[1]

برخی از محققان ضمن اعتراف به شکست موسیقیدرمانی به این مطلب نیز اذعان نمودهاند که بیشترین فایدۀ موسيقي، تأثیر آن در انحراف ذهن بیمار از توجّه به بیماری است.

در كتاب موسيقي و افسردگي از قول ژان اتين دومينيك اسكيرول چنين از شفابخش بودن موسیقی اظهار ناامیدی میکند:

"من از اين آزمايشات توأم با شكست چنين نتيجه نميگيرم كه ارائه موسيقي به بيماران رواني و يا حتي وادار كردن خود آنها به نواختن موسيقي كاملاً بيفايده است، زيرا حتي اگر چنانچه موسيقي داراي اثري شفابخش نباشد، حداقل باعث انحراف ذهن گشته و بدين سان موجب تسكين بيماري ميگردد."[2]

در كتاب موسيقي و سلامتي، به حقیقت درمان با موسیقی، اینگونه اذعان میشود:

"در عصر جديد، با مشکلات بيشتري مواجه هستيم. ما اکنون به دنبال استفاده از موسيقي به عنوان يک وسيلة درمان براي خيلي از بيماريها هستيم و اين در حالي است که ميدانيم مدرک قاطعي در مورد شفابخش بودن موسيقي وجود ندارد. در حالي که علم نميتواند موسيقي را به عنوان يک وسيلة درمان معتبر بداند، [ولی] از آن به عنوان وسيله و راهي براي کاهش تنشها، اضطراب، بي خوابي و مسکني براي تسکين درد، استفاده ميكند."[3]

بنابراین، طبق این اعترافات و دلایل متقن دیگر که در اختیار است، موسيقي به هيچ وجه درد را درمان و ريشهكن نميكند. موسيقي فقط در كنار ساير داروهاي مسکّن مثل ترامادول[4]، مرفين[5] و... به عنوان مسکّن تجويز ميشود.

در كتاب اعجاز صوت و موسيقي دربارة اثر تخدیری موسیقی، این تجربه عملی را نقل میکند:

"عمل جراحي سختي بر روي پالستري گيليارد موسيقيدان و خوانندة مشهور ايتاليا انجام ميشد. شدّت درد به حدّي بود كه با وجود بيهوشي موضعي، امكان عمل براي طبيب و قدرت مقاومت از سوي بيمار وجود نداشت. سرانجام پس از شور، از او خواستند آهنگ غمانگيز بازگشت را كه شاهكار او بود، بخواند. وي به تغنّي و پزشك به عمل پرداخت. از سوز و تأثير آهنگ، چشمان پرستاران و پزشك ياران و طبيب جراح پر از اشك شد. ولي عمل به خوبي و موفقيت پايان يافت و از همين جا ثابت شد كه موسيقي در تخدير اعصاب از مواد مخدر هم قويتر است."[6]

با وجود این دلایل، متأسفانه بعضی دیگر از دوستداران موسیقی، که مدعی هستند موسیقیدرمانی، روش مؤثری جهت درمان بیماریهاست و با آب و تاب از آن طرفداری میکنند، با اینکه میدانند حداکثر خاصیت موسیقی، همان تأثیر تخدیری آن است، ولی در وقت نتیجهگیری، واقعیت را کتمان نموده و موسیقی را عامل شفای بیماریها و درمان کنندۀ امراض روحی و جسمی معرفی میکنند.

مکانیسم عملکرد موسیقی در کاهش درد

اما مکانیسم عملکرد موسیقی در کاهش درد چیست؟ به عبارتی راز کاهش درد با شنیدن موسیقی چیست؟

«تئوريهائي كه در مورد فيزيولوژي اثر موسيقي مطرح است شامل موارد زير مي باشد:

(1)- برخي روانپزشكان معتقدند كه گوش دادن به موزيك باعث ترشح اندورفين ها در بدن مي شود كه اين مولكولها باعث تسكين درد مي شوند. همچنين موزيك با انرژي زائي در بدن از طريق تأثير بر نرونهاي مغزي مي تواند بر تعداد تنفس و ضربان قلب كه خود نمودي فيزيولوژيك از آرامش يا استرس هستند اثر بگذارد.

(2)- در سال 1983، دو محقق به نامهاي Melzain و Wall در تئوري خود اعلام كردند كه احساس درد و پردازش آن يك روند پيچيده از ارسال و پردازش سيگنالهايي است كه در طي يكسري نرون خاص به مغز مي رسند. آنها اين مسير را تحت عنوان دروازه درد ناميدند، حال اگر اين دروازه باز باشد، يك محرك دردآور مي تواند باعث ايجاد احساس درد شود، اما يكسري مكانيسمها وجود دارند كه با اين مسير پردازش تداخل پيدا مي كنند و در اصطلاح دروازه درد را به صورت كامل يا ناقص مي بندند و موسيقي هم با اين مكانيسم باعث ساپرشن درد مي شود.

(3)- موسيقي در طرف چپ مغز يعني همان جايي كه محل پردازش زبان است، درك مي شود. موزيك با اثر بر روي سيستم ليمبيك باعث تنظيم و ادارۀ احساسات فردي مي شود و به علاوه بعضي از مسائل فيزيولوژيك غيرارادي از قبيل يأس، احساس درد، فشارخون، را هم تنظيم مي كند.

اين تئوري كه به نظر قانع كننده تر است براساس Centry Fugal Control استوار است يعني تمركزي كه از CNS به يك امر خاص مي شود سبب مهار اطلاعات رسيده از محركهاي ديگر و تشديد ايمپالسهاي آن محرك مورد توجه مي گردد. افرادي كه درد دارند اگر بر روي درد خود تمركز كنند، گذر زمان را كمتر احساس ميكنند و به نظر آنها زمان ايستاده است كه اين امر در تشديد درد آنها فوق العاده مؤثر است. موسيقي با جلب كردن حواس فرد به خود، و خود فرد نيز با تمركز ارادي و عمدي روي موسيقي مي تواند با توجه به مكانيسم ذكر شده سبب كاهش درد شود. به نقل از فصلنامة علمی زانکو (کمیتة تحقیقات دانشجویی)»[7]

بنایراین موسیقی با خاصیت تخدیری که دارد، موجب میشود حواس بیمار برای لحظاتی که موسیقی مورد علاقهاش را میشنود، از توجه به بیماری منحرف گردد و در نتیجه اگر اضطراب و استرسی از وجود این بیماری و یا از انجام عمل جراحی دارد، اضطراب و استرسش کمتر شود و اگر در حال درد کشیدن است، کمتر احساس درد کند. هرچه موسیقی کشش و جذابیت بیشتری داشته باشد، بیشتر اعصاب را تخدیر میکند و در نتیجه استرس و اضطراب و احساس درد، کمتر میشود.

و لیکن باید توجه داشته باشیم که هیچکدام از این اثرات دائمی و پایدار نیستند، فقط محدود به زمانی هستند که فرد موسیقی میشنود و با اتمام موسیقی، کمکم همان حالتهای استرس و اضطراب و احساس درد که در سابق وجود داشت، به جای خود باز میگردد با این تفاوت که عوارض منفی موسیقی نیز به آن اضافه شده است.

***

ناگفته نماند در مورد خاصیّت تسکین دهندگی و کاهندگی درد موسیقی، برخی دیگر از اسناد و شواهد گوياي آن است که در پژوهشهای مختلف، نتایج ضدّ و نقیضی بدست آمده است:

"...در تعدادي از مطالعات، استفاده از موسيقي در کاهش مقدار داروهاي آرام بخش مورد نياز در حين بيهوشي عمومي و تأثير آن در کاهش درد و ساير عوارض بعد از عمل، مطالعات مختلف، نتايج متفاوتي را نشان ميدهد. بعضي از مطالعات نشان دادهاند که موسيقي و تلقين در حين عمل ميتواند سبب کاهش عوارضي چون تهوع و استفراغ، طول مدت اقامت در بيمارستان و ميزان داروي مُسکّن مورد نياز جهت کنترل درد بعد از عمل گردد. از طرف ديگر ساير مطالعات مؤيد تأثير مثبت تلقين و موسيقي در کاهش عوارض بعد از عمل نبوده است."[8]

"هرچند بعضي از مطالعات نشان دادهاند که موسيقي ميتواند سطح اضطراب را پايين بياورد، گروههاي ديگري بيان داشتهاند که هيچ تغييري در سطح اضطراب افراد در اثر موسيقي ايجاد نميشود... در نتيجه در اين زمينه هم نياز به انجام مطالعات بيشتري وجود دارد... خلاصه آنکه بيماراني که قرار بود تحت عمل انتخابي سرپايي قرار گيرند و به موسيقي گوش داده بودند، اضطراب کمتري را در مقايسه با بيماراني که به موسيقي گوش نداده بودند، احساس ميكردند. با اين حال، نشانگرهاي فيزيولوژيک بين دو گروه، تفاوت معناداري نداشتند. ما پيشنهاد ميكنيم که موسيقي انتخابي خود بيمار براي کاهش اضطراب و پيش از زمان عمل استفاده شود."[9]

ولی ما این دسته از تحقیقات را نادیده میگیریم و بنا را بر این میگذاریم که تأثیر موسیقی در کاهش درد و اضطراب، واقعیت دارد.

همانطور که گفته شد، حتي محققان موسيقيدرماني قبول دارند كه موسيقي آلات نوازندگی، بيماري را معالجه نميكند. بلکه فقط همانند يك داروي مسكّن، تأثیرِ تسکین دهندگی برای درد دارد. پس ميتوان گفت که اصلاً بکار بردن اصطلاح موسيقي درماني، برای موسیقی آلات نوازندگی، اصطلاح دقيقي نيست. زیرا معلوم است مجرد تسکین درد، درمان نیست.

از سوی دیگر به فرض اگر نام تأثیر تسکین دهندگی موسیقی را، درمان بیماری بگذاریم، ولی با توجه به اینکه، این تأثیر درمانی، بلند مدت نیست و به عبارتی آنچه مورد اتفاق است، تأثیر لحظهای و موقت موسیقی است که منحصر است به همان زمان شنیدن آن یا حداکثر تا ساعتی پس از آن. بعد از آن، بیماری به جای خود بازگشته و فرد بیمار دوباره خود را گرفتار آن میبیند، از این جهت هم، این نحوه درمان که بلافاصله پس از اتمام معالجه و قطع شدن دارو، خاصیت خود را از دست میدهد و مریضی دوباره به جای خود باز میگردد، درمان حقیقی نیست.

بر این اساس، تعریف موسیقیدرمانی توسط انجمن ملی موسیقیدرمانی امریکا (AMTA) نیز تعریف دقیقی نیست. زیرا در این تعریف، دو هدف درمانی برای موسیقی در نظر گرفته شده بود: 1- از بین رفتن بیماری. 2- ابقاء و پیشرفت سلامت جسمانی و روانی، که طبق آنچه گفتیم در صورت استفاده از موسیقی، نتیجهای که بدست میآید، دقیقاً نقطۀ مقابل این دو هدف است یعنی:

1- عدم درمان بیماری در این نحوه درمان.

2- دوام نداشتن تأثیر آن.

بعبارتی موسیقی نه میتواند بیماری را از بین ببرد و نه میتواند سلامت جسمانی و روانی انسان را ابقاء کند.

البته چون عبارت «موسیقیدرمانی»، بصورت یک اصطلاح مشهور در آمده، به ناچار ما نیز آن را استعمال میکنیم تا بتوانیم بحث را پیش بریم و بگوییم که موسیقیدرمانی حقیقت ندارد. (منظور موسیقی آلات نوازندگی است.)



[1]- http://www.zibaweb.com/Music%20Darmani.htm

[2]- موسيقي و افسردگي، ص 94

[3]- موسيقي و سلامتي، دکتر جوزف سي ناگلر، ترجمه: آذر عمراني گرگري، انتشارات ارسباران، چاپ اول بهار 1384، ص 44

[4]- ترامادول (نام ژنریک: Tramadol) که به نامهای تجاری ترامال، ترامدو بایومادول نیز شناخته میشود. یک داروی مسکن شبه تریاک است و یک نوع اپیویید به حساب میآید. این دارو برای تسکین دردهای متوسط تا شدید تجویز میشود. خاصیت تسکین درد در ترامادول حدود ۱۰ برابر ضعیف تر از مرفین است.

[5]- مرفین نوعی اپیویید بسیار قوی است که از تریاک بهدست آمده و مهمترین ترکیب مؤثر تریاک است. درصد مرفین موجود در تریاک خشک شده ممکن است بین ۴٪ تا ۲۱٪ باشد. مرفین اولین آلکالوئیدیست که در سال ۱۸۰۳ از تریاک استخراج شد. مکانیسم تأثیر آن از طریق تأثیر بر دستگاه عصبی مرکزی است که احساس درد را کاهش میدهد. مرفین دارویی به شدت اعتیادآور به شمار میاید. تحمل دارویی و وابستگی جسمی و روحی به آن به سرعت ایجاد میشود. با این وجود مرفین از داروهای محبوب پزشکان برای دردهای شدید و حاد است و در فهرست داروهای ضروری سازمان بهداشت جهانی قرار دارد.

[6]- اعجاز صوت و موسيقي، امu200dیu200dنu200dی، مu200dحu200dمu200dدرضu200dا، تu200dهu200dران: شu200dرکu200dت انu200dتu200dشu200dارات سu200dوره مu200dهu200dر، چu200dاپ اول،۱۳۸۰، ص 25. به نقل از شعر و موسيقي، رازاني، ص 117

[7]- دكتر ابراهيم قادري، فرزاد عابدي، اميرمولانائي، ئسرين سيدالشهدائي، مقالۀ اثرات موسيقي بر درد و اضطراب واثرات رواني موسيقي، فصلنامة علمی زانکو (کمیتة تحقیقات دانشجویی). به نقل از:

http://www.zibaweb.com/Music%20Darmani.htm

[8]- مجلۀ آنستزيولوژي و مراقبتهاي ويژه، دوره دوم، شماره 53، ص 46

[9]- نشريۀ گزيده اي از تازههاي پزشکي، ص 58.


برچسبها: بيشترين تأثير درماني موسيقي, تسكين درد, انحراف ذهن

برچسب: بيشترين,موسيقي, نویسنده: حسین کاشفی تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 2:19

صفحه بندی